قهرمان ميرزا عين السلطنه

7042

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

جواب مشار الملك يك مرتبه مشار الملك متغير و برافروخته شد و گفت ملت پولش كجا بود ، ملت كجا دارد قصر و شهريه بدهد . ملت همين قدر جان او را ببخشد كافى است . گفتم اين احتشام السلطنه است و حضور دارد كه با دو رفيق خود آمد و به من گفتند . احتشام السلطنه گفت من دروغ نمىگويم . همين‌طور به ما گفتند ما هم گفتيم . باز مشار الملك گفت خير خير ، فقط جانش و الا آن هم هدر است . من گفتم يك نفر ديگرى را براى تبليغ اين مطالب پيدا كنيد ، من نمىتوانم . برخاسته رفتم راست دم اندرون وليعهد و احضار اندرون شدم . تفصيل را گفتم . باز وليعهد فرمودند گه خوردند . آن‌وقت دو دفعه مخبر السلطنه و احتشام السلطنه و معين الدوله را مستقيما خدمت والاحضرت فرستادند و آن جوابها را شنيدند كه من از قول مخبر السلطنه ذكر نمودم و محتاج تكرار نيست . جمعه يازدهم شوال ، 28 ثور - اغلب روزها بارندگى مىشود . در ولايات سيل و تگرگ خيلى آمد غالب جاها و طهران حاصل را زنگ زده است . منازعه در باغ طوطى دو مطلب تازه واقع شده . جمعى از افراد نظاميان تيپ عراق در حضرت عبد العظيم از تعديات ما فوق خود متحصن شده بودند . چند شب قبل به حكم سردار سپه جان محمد خان جمعى را روانه مىكند از پشت‌بام وارد باغ طوطى شده آنها را بگيرند . منازعه مىشود . يك نفر قهوه‌چى كشته مىشود . چند نفر دستگير [ مىشوند ] ، چند نفر ديگر فرارا توى صحن مىروند . مىگويند دستگيرشدگان را هم جان محمد خان بقدرى گاو سر زده كه دو نفر آنها تلف مىشوند . از آن روز الى حال دكاكين حضرت عبد العظيم بسته و مردم تعطيل [ كرده‌اند ] . شهر هم به واسطهء فرمايش آقايان تعطيل نشد و الا تعطيل مىكردند . معلوم است همه كس از اين قضيه بد مىگويد . در جرايد بد مىنويسند كه نسبت به آن مقام بىاحترامى شده است . كتك زدن يهوديها مسلمان را قضيهء ديگر - به يك نفر مسلمان كه مرض استرخا داشت و شغلش مدح‌خوانى و تكدى بود داخل خانهء يهودى شده بود يا در كوچه جلوى خانه يهودى نشسته بود كه گمان دزد مىكنند . او را كتك مىزنند ، غش مىكند . پليس مىرسد و نظميه مىبرند تلف مىشود . مسلمانهاى چاله‌ميدان ، پامنار ، سرچشمه به هيجان آمده اولا دو روز يهوديها را